بایگانی برچسب: s

آي آدمها … !

آي آدمها … !   آی آدمها که بر مسند نشسته نان به سفره جامه تان رنگین یک نفر دارد که از دست گرانی می کشد موی سرش را                       می جود گه ناخن دستش ! می مکد از فرط … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در روز نوشت | برچسب‌شده , , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

شاعر طناز و شعر آبكي

در خزان ، اشعار من چاييده است يك نفر دائم مرا پاييده است !! من به در گفتم ولى ديوار بود ! خرس احساسات من بيدار بود ! هرچه مى گويم بخواب آرام من ! وحشى است او و نگردد … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در منتخب آثار من در گل آقا | برچسب‌شده , , | دیدگاه‌تان را بنویسید: